آموزش بازاریابی در کسب‌ و کارها چقدر مهمه؟

آموزش بازاریابی در کسب‌ و کارها چقدر مهمه؟ مقاله عمومی

تاریخ : ۱۳۹۶/۱۲/۲۴ ساعت : ۱۸:۱۷:۵۴
اولین باری که با چیزی به نام آموزش بازاریابی وهوش مالی در زندگی‌ام آشنا شدم 6 سال از شروع کسب ‌و کارم می‌گذشت و به توصیه برادر بزرگم کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول از رابرت کیوساکی را خریده بودم. کلمه بازاریابی را قبل از آن‌هم شنیده بودم وفکر می‌کردم همان کارت ویزیت دادن به این‌ و آن است.

بسیاری از کسب‌ و کارها هرروز در حال جمع‌کردن و خداحافظی از بازار هستند و آن سری از کسب‌ و کارها هم که فعلاً در حال نفس کشیدن در بازار هستند سایه ورشکستگی را هرروز روی کسب و کارشان حس می‌کنند و به‌ نوعی آفتاب لب بام به شمار می‌آیند و فقط 4درصد از صنف هر روز در حال رشد و اضافه کردن شعباتشان در هر شهر و سراسر کشور هستند و تعداد پرسنل و سرمایه و درآمد آن‌ها در حال افزایش است.

وقتی هفت سال از عمر کسب‌ و کارم گذشت و نتوانستم نتیجه‌ای مثبت بگیرم و سال هفتم را هم مثل گذشته به فکر تغییر مکان یا تغییر صنفم بودم،به ذهنم رسید شاید اصلا برای این کار ساخته نشده‌ام یا اینکه کار برای دیگران و یا تن دادن به کارمندی برای من مناسب‌تر باشد تصمیمم این بود به دنبال کار جدید(البته برای دیگران ) باشم و از کارفرمایی به کارگری تن دهم.

در همان ایام بود که به‌طور اتفاقی از کتابی که سه سال پیش به توصیه برادرم خرید بودم یادم آمد که تنها کتاب بازاریابی و هوش مالی زندگی من (پدر  پولدار  پدر بی‌پول) بود.

دوباره نشستم به خواندن آن. همان اوایل کتاب است که رابرت کیوساکی به پدر دوستش قول می‌دهد روزانه کارهای طاقت‌فرسا و سختی را انجام دهد و از بازی بیس‌بال خود بزند و کار کند و در مقابل پدر دوستش (پدر پولدار) به او آموزش ثروتمند شدن بدهد.

بعدازآن تازه فهمیدم که برای ثروتمند شدن باید چیزی را هم آموزش دید.

با خودم گفتم: خوب من که هفت سال این‌همه وقت و پول را هدر دادم یک سال دیگه هم روش.

 واین باعث شد که برای یک سال دیگر در بازار دوام بیاورم اما این سال با هفت سال گذشته تفاوت بسیار داشت یعنی خودم را متعهد کردم که به دنبال آموزش ثروت و آموزش کسب ‌و کار برم.

(دوستان عزیز این نکته را هم توجه داشته باشید که همین‌الان هم با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بسیاری از افراد که در بازار فعالیت دارند بازاریابی را همان کارت ویزیت و درنهایت چاپ تراکت و پخش آن در کوچه و بازار می‌دانند.)

خوب این شروعی برای تعالی کسب‌ و کارم در بازار بود.

در مدت سیزده سال فعالیت کسب ‌و کارم در بازار به چند نکته مهم رسیدم که برای به موفقیت رسیدن در هر کاری لازم است در ابتدای کار، هدف خود را بدانیم یعنی اینکه :

چرا من وارد این کسب ‌و کار شدم 

کسب ‌و کار من چه ویژگی مثبتی دارد که مشتریان من را انتخاب کنند؟

  می‌خواهم به کجا برسم؟

پاسخ دادن به همین سه سؤال همه‌ چیز را در اول کار برای شما آسان‌تر خواهد کرد.

 سؤال اول: علت چه چیزی است که این کسب‌ و کار را انتخاب کرده‌ام؟ علت سادگی کار، پول بیشتر نسبت به کارهای قبلی‌ام و یا علاقه‌ام و یا شاید پسرخاله‌ام پارسال وارد این کارشده و به درآمد خوبی رسیده و من هم می‌خواهم همین کار را شروع کنم؟

علت هر چیزی می‌تواند باشد اما اگر علاقه چاشنی آن باشد مطمئن باشید 50% از راه را  درست رفته‌اید و شانس شما برای قرار گرفتن در جمع آن ۴% از هر کسب‌وکاری که به موفقیت و درآمد بالا دست می‌یابند بیشتر خواهد بود.

سؤال دوم: چرا مشتریان باید از من خرید کنند؟

چون دکور فروشگاه من شیک‌تر است؟

چون کسب ‌و کارم جای بهتری نسبت به رقیبانم قرار دارد؟

چون من تجربه و ارتباطات بیشتری نسبت به رقیبانم دارم؟

چون من قیمت‌هایم ارزان‌تر از رقیبانم است؟

 و چون من...؟

همه این‌ها می‌توان دلیل بسیار خوبی برای اینکه مشتریان از شما خرید کنند باشد اما به تجربه من هیچ‌چیزی مانند احساس خوب دادن به مشتری در هنگام خرید و بعد از خرید نمی‌تواند درآمد و فروش زیادی را ایجاد کند. بارها برای همه ما پیش‌آمده است که از فروشگاه‌هایی خرید کردیم که قیمت آن‌ها نسبت به‌جاهای دیگر ارزان‌تر نبوده اما فقط به این دلیل خرید کرده‌ایم که فرد فروشنده یا مدیر آن ما را با فامیل صدا می‌کند و یا همیشه هنگام ورود جلوی پای ما بلند می‌شود و یا بعد از خرید پیامکی با مزمون از خرید شما متشکریم می‌فرستد.

پس این را با ایمان می‌گویم لطف خوش و روابط عمومی قوی می‌تواند یک مزیت رقابتی عالی در کنار دیگر ویژگی‌های مثبت شما باشد. 

سؤال سوم: می‌خواهم به کجا برسم؟ داشتن چشم‌انداز و هدفمند کار کردن می‌تواند راه ما را هموار و مشخص کند

داستان معروف آلیس در سرزمین عجایب را هم‌ بارها شنیده‌ایم آلیس از گربه می‌پرسد که لطفا به من بگو از کدوم راه باید بروم وگربه در جوابش می‌گوید به این بستگی دارد به کجا می‌خواهی برسی؟ و آلیس میگوید زیاد مهم نیست که کجا برسم وگربه در جوابش میگوید پس مهم نیست از کدوم طرف بروی.

داستان آلیس داستان خیلی از کاسب‌هایی است که هر روز در حال افتتاح مغازه هستند و بعد از گذشت یک سال کسب ‌و کارشان را جمع می‌کنند و از بازار برای همیشه خداحافظی می‌کنند.

در این مقاله به اهمیت آموزش بازاریابی برای راه‌اندازی و بقای یک کسب ‌و کار در بازار اشاره شد و دانستم که اگر تنها به سه سؤال اساسی قبل از وارد شدن به بازار پاسخ دهیم چقدر می‌توان به موفقیت در کارمان کمک کند..

. دوستان عزیز سوالات و نظرات خود را در زیر همین پست مطرح کنید

با آرزوی موفقیت محمود قیومی

 

 

محمود قیومی

محمود قیومی

مدرس دوره های کسب و کار و بازاریابی، تریدر بورس و دارای تحصیلات آکادمیک بازاریابی

عضویت ویژه

با عضویت ویژه یک قدم از دیگران جلوتر باشید

با عضویت ویژه به فایل های مخصوص اعضای ویژه دسترسی خواهید داشت و می توانید آنها را بدون محدودیت دانلود نمایید . با عضویت ویژه یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود .

جهت عضویت ویژه کلیک کنید
مدیر سرمایه
مدیر سرمایه مقالات لینک های ضروری صفحه نخست ثبت نام ورود به حساب کاربری

برای دریافت این فایل تنها کافیست ایمیل خود را وارد نمایید.

باتشکر، ثبت نام شما با موفقیت صورت پذیرفت.
لطفا کمی صبر کنید...
دانلود فایل

لطفا ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید.